مرتضى مطهرى

563

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خود عدم من . خود عدم من يعنى همانى كه رافع وجود من است كه اگر وجود من او را نفى كرده و طرد كرده طارد اوست . اين خود او نيست . در شريك البارى هم عين همين حرف مىآيد . پاسخ اشكال سوم حال ببينيم در مورد معدوم مطلق هم عين اين حرف را به همين بيان مىشود گفت يا نه ؟ بله ، مىشود گفت . ولى مسأله اندكى بيشتر به اصطلاح مايه مىخواهد . اشكال اين است كه شما گفتيد از معدوم مطلق خبر داده نمىشود و حال آنكه خود همين خبرى است از معدوم مطلق . راه حل ساده‌اى كه حاجى در پاسخ اين اشكال آورده است اين است كه مىگويد وقتى ما مىگوييم : « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » مقصود اين است كه « كل ما هو بالحمل الشايع معدوم مطلق هو لا يخبر عنه » مانند وقتى كه مىگوييم : « كل انسان ضاحك » به اين معنى كه « كل ما هو انسان بالحمل الشايع فهو ضاحك » يعنى عقد الوضع ما مصداق اين موضوع است . « كل نار حارّة » يعنى « كل ما هو مصداق للنّار فهو حارّ » و لهذا شامل نار ذهنى نمىشود چون نار ذهنى مصداق نار نيست ؛ نار هست ولى مصداق نار نيست . در اينجا هم وقتى ما مىگوييم : « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » قضيهء ما قضيه‌اى است كه عقد الوضع آن مصداق موضوع است ، يعنى آنى است كه موضوع به حمل شايع بر او صدق مىكند . پس وقتى مىگوييم : « كل معدوم مطلق لا يخبر عنه » مقصود اين است كه « كل ما هو بالحمل الشايع معدوم مطلق لا يخبر عنه » . اگر كسى بگويد الآن شما خبر داديد از معدوم مطلق ، پس چطور مىگوييد از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ؟ مىگوييم الآن خبر داديم از چيزى كه آن چيز الآن معدوم مطلق هست ولى معدوم مطلق به حمل اولى است ؛ يعنى اين قضيهء ما خبرى است از معدوم مطلق اما معدوم مطلقى كه الآن فقط مفهوم معدوم مطلق است نه مصداق معدوم مطلق ، يعنى معدوم مطلق به حمل اوّلى است نه معدوم مطلق به حمل شايع . به عبارت ديگر آن چيزى كه محال است ما از او خبر بدهيم معدوم مطلق به حمل شايع است و آنچه كه الآن از او خبر داده‌ايم معدوم مطلق به حمل اوّلى است نه